It's nice to be important

...but it's importance to be nice

 

  
نویسنده : Sadegh ; ساعت ٢:٥٦ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۳۱ تیر ۱۳۸٧
تگ ها :


خوشبختی

خوشبختی را دیروز تقسیم می کردند. ولی حیف من زائیده امروزم .

خدایا جهنمت فرداست پس چرا امروز می سوزم.

  
نویسنده : Sadegh ; ساعت ۱:۱٤ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱۸ تیر ۱۳۸٧
تگ ها :


رویداد

سلام این روزها بعضی روزها خیلی گرفته ام خیلی آرومم و بعضی روزها خیلی پرحرف و شلوغ

بعضی روزها اینقدر بی حوصله ام که حال هیچ کاری رو ندارم

البته همه اینها بستگی داره  اطرافیان نزدیکم چطوری باشن یعنی اگه حالشون خوب باشه منم خوبم اگه بد باشن منم بد و بی حالم

*اما خیلی وقت بود یه دل مفصل با خدا حرف نزده بودم که جمعه شب قسمت بود و رفتم شاه

عبدالعظیم  خیلی بهم حال داد اما جای یکی پیشم واقعا خالی بود.

  
نویسنده : Sadegh ; ساعت ۱٠:٠۳ ‎ق.ظ روز شنبه ۸ تیر ۱۳۸٧
تگ ها :


دوست

سلام

میدونین بهترین دوست آدم ها چه کسانی هستند؟

١.بهترین دوست آدم کسی که اولین قطره اشک تو رو ببینه

٢.دومین دوستت تو کسی که اشکت رو پاک کنه

٣.سومین دوستت هم کسی که اشکت رو تبدیل به لبخند کنه

حالا بگو من از کدوم دسته هستم؟

  
نویسنده : Sadegh ; ساعت ۱٠:۳٧ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۳٠ خرداد ۱۳۸٧
تگ ها :


شهادت حضرت زهرا

salam be hameye dostane golam

shahadate hazrate fateme ro be hameye dostan tasliat arz mikonam ,az hamaton altemas doa daram

az hame mamnonam ke to in modat sar zadan , ye khorde karam ziyad shode bod be moghash az khejalat hamoton dar miam

  
نویسنده : Sadegh ; ساعت ٦:٢٠ ‎ب.ظ روز جمعه ۱٧ خرداد ۱۳۸٧
تگ ها :


دوری

انالله و انا الیه راجعون.

فرستنده پیام از دوری شما (G.F) احتمالی جان داد.

  
نویسنده : Sadegh ; ساعت ۳:۳۱ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٥ خرداد ۱۳۸٧
تگ ها :


تولد

**صد جام اگر آرند یکبار کند مستم ***یکبار نگاه دوست صد بار کند مستم**

سلام به همه و مخصوصا به خودم

شاید این پست یه پست ویژه باشه البته   شاید !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!         

اونم این پست برای دلمه

اولا که تولد همه اردیبهشتی ها رو بهشون تبریک میگم الاالخصوص خودم که تولدم خودم که فرداست (۳۰اردیبهشته) و هیچ کسم به فکرش نرسیده و بازم مثل همیشه روز تولدم رو میرم ...  البته الان چند ساله که روز تولدم رو  تنهایی میرم حال میکنم.چون یه جورایی حس پیر شدن بهم دست داده .و احساس میکنم پیر شدم چون همه این رو از روی رنگ لباسهام بهم می گن.چون لباسهای که من میخرم معمولا میگن رنگش پیرمردیه.بگذریم

دوما اینکه امروز می خواهم چند تا از آرزو هامو بگم  البته این رو روزهای اول وبلاگ نویسی می خواستم بگم چون همانطور که میدونید این وبلاگ سنگ صبوره منه اما بعدش پشیمون شدم گذاشتم برای یه روزی که دلم شاد باشه نه گرفته بعد بیام بنویسمش. (البته از طرف تارا هم دعوتی بعمل اومده بود)

۱.تو این ۲ ساله دوست داشتم که یه رئیس خوب مثل رئیس قبلیم داشتم تا دیگه با استرس و...خونه نروم.

۲.اینکه یه دوستی داشتم بنام( رضا.ظ )خدا بیامرزدش . خیلی با هم صمیمی بودیم اما روزگار از من جداش کرد .خیلی دوست دارم یک شب تو خوابم بیاد چون کلی کار باهاش دارم.

۳.یه مادر بزرگی داشتم که حدود ۱۱-۱۲ سالم بود که فوت کرد نمیدونین الان ۳-۴ میشه موقع خواب خیلی ازش یاد می کنم اگه الان داشتمش خیلی خوب میشد.

۴.من یکی از شنونده های موسیقی سنتور استاد مشکاتیان بودم تو این ۳-۴ ساله .تو این مدت همیشه دوست داشتم از نزدیک باهاش صحبت بکنم که نشده متاسفانه!!!!!

۵.این مورد لطفا به کسی برنخوره چون مخاطب خاصی نداره اما تو این ۲-۳ احساس میکردم داشتن یه   (G.F)خوب شاید خیلی بهم کمک کنه اما خوب نشده داشته باشم شاید هم قسمت بوده .....

  
نویسنده : Sadegh ; ساعت ٢:٢٩ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٩ اردیبهشت ۱۳۸٧
تگ ها :


زندگی

زندگی زیباست زشتی های آن تقصیر ماست

در مسیرش هرچه نازیباست آن تدبیر ماست

زندگی آب روانی است ، روان می گذرد

آنچه تقدیر من وتوست همان می گذرد.

  
نویسنده : Sadegh ; ساعت ٩:۱۱ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱٩ اردیبهشت ۱۳۸٧
تگ ها :


سربازی

سلام به همه
من در دوران خدمت سربازی دوستی داشتم بنام علیرضا ناصری که بچه مهراباد جنوبی بود اون موقع با اینکه همه دلگیر دوری از خانواده و خانه ...بودند این عزیز دل با روحیه شادی که داشت همه هم خدمتی هاشو سعی میکرد شاد کنه تا تو غم وقصه نباشن
روز آخر آموزشیمون یه شعری نوشت برام که همیشه با خوندنش ازش یاد میکنم


دوران خوش آن بود که با دوست گذر شد * باقی همه بی حاصلی و بی خبری بود


نمی دونم کسی این عزیز دل رو میشناسه یا نه اگه کسی خبری - چیزی ازش داره برام بفرسته

  
نویسنده : Sadegh ; ساعت ۳:۱٧ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٩ اردیبهشت ۱۳۸٧
تگ ها :


مسافرت 2

سلام به همه دوستان عزیزم

امروز می خواهم درباره سفر ۲-۳ روزم رو به یکی از شهرستان های آذربایجان غربی براتون تعریف کنم
من و محمد.ا دوستم کار اداری داشتیم توی یکی از شهرستان های آذربایجان غربی .که من روز سه شنبه (۲۰ فروردین ۱۳۸۷) زنگ زدم به محمد . ا و قرار گذاشتیم که کی و از کجا حرکت کنیم تا اینکه روز حرکتمون (۲۲فروردین ) من مجبور شدم قبل از حرکت برم خونه و وسایل هامو جمع کنم چون ماشین خونه مونده بود و من باید برمیگشتم خونه که ماشین رو بردارم و بعد حرکت کنیم.
خلاصه نزدیکی های خونمون بودم که دوستم امیر . ب رو دیدم که میخواست با یه دوست دیگمون بنام علی . ف برن ابهر ویلای امیر.ب چند روز بمونن.
که من به امیر گفتم : کی میخواهین برین گفت امروز (۵شنبه ) گفتم : ماشین دارین ؟ امیر گفت :نه ما با اتوبوس می خواستیم بریم .
که من به امیر گفتم من با دوستم بنام محمد.ا میخوام برم سمت غرب کشور پس ساعت ۳ بریم و من میرسونمتون .که در آخر ماشین ساعت ۴ حرکت کردیم( که شامل من-محمد.ا-امیر.ب-علی-ف.)
حدود ساعت ۷:۳۰ بود که ما رسیدیم ابهر که تو راه همش امیر.ب اصرار داشت که ما هم شب تو ویلاشون کنارشون بمونیم  اما ما(من و محمد.ا)می خواستیم بریم که در نهایت اصرار های امیر.ب باعث شد ما شب ابهر بمونیم
عجب شبی بود جای همتون خالی خیلی خیلی خوش گذشت
اول که رسیدیم ویلاشون تا ۲ ساعت داشتیم خونه تمیز میکردیم ظرف میشستیم و...
من به امیر گفتم تازه فهمیدم چرا این همه اصرار داشتی بیایم ویلاتون
اما جدا خیلی خیلی خوش گذشت فکرشو بکنین یه ویلای ۱۷۰۰-۱۸۰۰ متری یه خونه ی دوبلکس وسط باغ و کلی درخت سرسبز که بشینی کنار این درخت جوجه درست کنی (میدونم کی دلتون آب افتاد ).کلی عکس گرفتیم
فردای اون شب که جمعه بود من و محمد.ا ساعت ۱۰ صبح حرکت کردیم به سمت زنجان و از اونجا به سمت بیجار و از اونجا به سمت تکاب که مقصد نهایی بود.
اما تو مسیر بیجار تا تکاب یه جایی وایستادیم شروع کردیم به ماهی گیری و از قبل هم قرار گذاشتیم نهار ماهی بخوریم اما از شانس بدمون ما هیچ ماهیی نتونستیم بگیریم  و تا غروب که رسیدیم تکاب به خودمون گشنگی دادیم تا تمرین بیشتری برای ماهی گیری کنیم تا این دفعه گشنه نمونیم.
خلاصه هدف از نوشتن این پست بیشتر معرفی این شهرستان تکاب بود چون اگه تا حالا نرفتین این شهرستان حتما حتما فرصت بازدید رو از دست ندیدا
می دونین !!!!!!!!!! چرا شاید هیچ کدومتون حتی اسم این شهرستان رو نشنیده باشید و اما به نظر من منطقه نابی تو ایران چون
۱. چهارمین اثر باستانی ایران که تو دنیا ثبت شده بعد از تخت جمشید و... تو این منطقه است.
۲.غار  کرفتو ۳.چمن متحرک ۴.فرش معروف افشار ۵. معادن بسیار بسیار غنی طلا و روی و ...


حقیقتا خیلی دلم به حال مردم سوخت چون واقعا این امکانات تو هر جای دیگه ای که باشه کلی باعث پیشرف و آبادنی میشه اما حیف که زندگی مردم.....
اما میخواستم بگم هرکس که به آثار باستانی علاقه داره حتما یه سر به این شهرستان بزنه
ما که برای کار اداری رفته بمودیم اما همین آثار باستانی باعث شد یه روز بیشتر تواین شهرستان بمونیم .
اما تو اتاق یکی از مدیران ارشد این شهرستان بودیم که این متن  رو دیدیم خیلی خوشم اومد .


روی هر پله که باشی خدا یه پله از تو بالاتره *نه بخاطر اینکه خداست بلکه فقط بخاطر اینکه دستت رو بگیره

  
نویسنده : Sadegh ; ساعت ٢:٢٥ ‎ب.ظ روز شنبه ۳۱ فروردین ۱۳۸٧
تگ ها :


مرگ

من که میدانم شبی عمرم به پایان میرسد ** نوبت خاموشی من سهل و آسان میرسد
من که میدانم تا که سرگرم بزم و مستیم ** مرگ ویرانگر چه بی رحم و شتابان می رسد


*****پس چرا عاشق نباشم *****


من که میدانم به دنیا اعتباری نیست*** بین مرگ و آدمی قول و قراری نیست
من که میدانم اجل ناخوانده و بیدادگر ***سرزده می آید و راه فراری نیست

پس چرا عاشق نباشم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

  
نویسنده : Sadegh ; ساعت ۸:۳٧ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٢۸ فروردین ۱۳۸٧
تگ ها :


سال نو

سال نو بر همتون مبارک باشه

امیدوارم این چند روزه به همتون خوش گذشته باشه ! منم اومدم تا اولین پپیغام سال جدید رو براتون بزارم و بگم من هیچ جا نرفتم و موندم تو تهرون!
ما که سال جدیدی همش سرکاریم و الان داریم این پیغام رو از سر کار براتون مخابره می کنم

خوش بگذره

  
نویسنده : Sadegh ; ساعت ۱:۱٥ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٥ فروردین ۱۳۸٧
تگ ها :


عید

سلام

***آتش دوست اگر در دل ما خانه نداشت***عمر بی حاصل ما این همه افسانه نداشت***

سلام به همه دوستان گلم
ببخشید اگه تو این اسفند ماه کمتر بهتون سر زدم چون اینکه آخر سال بود و ما کارمون زیاد بعدشم که یه مقدار مریضیم شدید شده بود
خلاصه اومدم بگم عیدتون مبارک انشالاء سال خوبی پر از امید-محبت-ثروت-عزت رو در پیشروتون داشته باشین
خلاصه اگه خوبی بدی دیدن حلال کنین (مخصوصا م)

  
نویسنده : Sadegh ; ساعت ٩:٥۱ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٢۸ اسفند ۱۳۸٦
تگ ها :


ناراحتی

سلام به همه عزیزان


از همه دوستان وبلاگی ناراحتم و کلی گله دارم

چون اگه من نیام به تک تکون سر نزنم اصلا فیل شما یاد ما نمی کنه !!!!!!!!

  
نویسنده : Sadegh ; ساعت ۳:۳٥ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٧ اسفند ۱۳۸٦
تگ ها :


سکوت

**باید گاهی سکوت کنیم ؛ شاید خدا هم حرفی برای گفتن داشته باشد **

( زرتشت )

  
نویسنده : Sadegh ; ساعت ٤:۱٦ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱٦ بهمن ۱۳۸٦
تگ ها :


امتحان

سلام دوستان گلم

دقیقا از اپ قبلیم تا حالا ۱۷ روز میگذره و دلیل دیر اپ کردنم به ۲-۳ دلیله

۱. امتحانات

۲. خبر خاصی نبود و اتفاقی رخ نداده حتی یه کوچولو

۳.یکی از امتحانات به دلیل جابجایی (برودت سرما  و بارش برف) که به تعویق افتاده بود و بنده تاریخ جدیدش رو نمیدونستم تا اینکه روز امتحان ۱ ساعت قبل برگزاری امتحان یکی از دوستانم زنگ زد و گفت :کجایی      من : سر کار    دوستم : بدو بیا که امتحان تا یه ساعت دیگه برگزار میشه  و من بیچاره بدون خوندن رفتم سر جلسه ی امتحان و وقتی خودم رسوندم ۲۰ دقیقه از وقت امتحان گذشته بود و منم که هیچی نخونده بودم دیگه نور الا نور .... خلاصه شروع کردم اولش نام نام خانوادگی دیدم امام زمان چقدر سخته امتحان و حتی نمیشه از امداد غیبی استفاده کرد دیگه به خودم زحمت زیادی ندادم خلاصه برگه سفید سفید سفید دادم و اومدم بیرون  ‌؛ خلاصه سر هم اصلا حوصله ی اپ کردن نداشتم

البته اینم اضافه کنم کسی اصلا راغب نبود اپ منو ببینه

بعدشم تولد بهمنی ها رو تبریک میگم .

  
نویسنده : Sadegh ; ساعت ٤:٥۸ ‎ب.ظ روز شنبه ۱۳ بهمن ۱۳۸٦
تگ ها :


سلام بر محرم

سلام

(( السلام علی الشیب الخضیب ، السلام علی الحط التریب ))

سلام به محاسن به خون خضاب شده  سلام بر آن رخصار به خاک آلوده شده

 

ایام شهادت امام حسین و یارانش رو به همه دوستانم تسلیت عرض میکنم و ازتون خواهش        میکنم تواین روزهای عزیز حتما برام دعا کنید.                                                                        

تواین پست می خوام یه مقدار حرف دلمو بزنم شاید خالی شم هرچند اگر این وبلاگ خواننده ای نداشته باشه.

 تو این هفته که داره میگذره زیاد از لحاظ کاری برام خوب نبود چون دوبار با رئیسم ( همون که رفته بود ایتالیا )  جر و بحث کردیم  و اون الکی  بهم گیر می داد بدون هیچ دلیلی که امروز یک اخطار کتبی بابت کار انجام نداده (warning Letter) ازش دریافت کردم . من امروز می خوام برای چند تا شرکت رزومه  (Resume) کاری بفرستم تا از این شرکت برم چون دیگه نمیتونم با این مدیر عاملون بسازم چون واقعا وقتی می رم خونه همش استرس کاری دارم و همش ذهنم مشغوله . خلاصه از این وضعیت خیلی خسته شدم و خیلی هم ناراحتم از بابت این اخطاریه چون من آدم کاملا منظم هستم وچارچوب کاری رو خیلی خوب رعایت می کنم.

البته من اصلا اخلاق تندی ندارم و خیلی زود با همه میگم و می خندم  حتی اگه اولین بار باشه که می بینمش و  تو شرکت سعی می کنم رابطه دوستانه ای داسته باشم . اصلا حرف های دلمو به هیچ کس نمی گم (البته بجز ۱ یا ۲ نفر ) 

بعدشم اینکه این تعطیلی امتحانات کلی برنامه هامو بهم ریخته و کلی ناراحتم از این موضوع چون کلی برنامه ریزی کرده بودم

بعد از ۲ سال کار کردن تونستم یک روز مرخصی بگیرم برای فردا

 

  
نویسنده : Sadegh ; ساعت ٤:٢٥ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢٦ دی ۱۳۸٦
تگ ها :


EMTEHAN

SALAM

SHISHEIE DEL RA SHEKASTAN EHTIAJASH SANG NIST *** IN SHAGHAYEGH BA NEGAHI SARD PAR PAR MISHAVAD.

**************************************************

DAR SHAHARE KHARABAN KASI PIR NASHOD *** AZ KHORDAN ADAMI ZAMIN SIR NASHOSD *** GOFTIM JAVANIM BEPIRIBERESIM *** AZ BAS KE JAVAN MORD KASI PIR NASHOD.

Dellam baraye hamaton khili tang shode bod ama vaght nemishod ke ap konam alanam ke omadam farda emtehan zaban daram va hichi nakhondam, baram doaa konin

  
نویسنده : Sadegh ; ساعت ٧:٠٠ ‎ب.ظ روز جمعه ۱٤ دی ۱۳۸٦
تگ ها :


yalda

salam be hame                                                                                                          man in hafte khili saram shologh bod chon dige akhare sale miladi nazdike va karemon shadid shode , ama roze 1shanbe bad az chand roz montazer bodan ye khabar bad shenidam ke khili halamo gerft yani raft zire sefr(-0) ama khob man nemitonestam dar in mored kari bokonam , SHAYAD INAM GHESMAT BOD

ama rastesh man ta akhare DAY MAH khili saram shologh khahab bod shayad faghat betonam ye ap kocholo bokonam , chon bad az on khabare roze 1 shanbe na hali monde ke comment bezaram na off bedam

halam bad nist ama nemidonam chera bazi karam tosh gere oftade ama ta jaei ke yadam miad man be kasi badi nakardam ama karam ye joraei jor nemishe NEMIDONAM CHERA

EIDETON MOBARAK ,YALDA HAM KHOSH BEGZARE

rasti emroz shenidam familemon (s.m)ke to postaye ghabli tozih dade bodam dar moredesh , hafteye ayandeh AGHDESH khahab bod ISHALAH BE PAYE HAM PIR SHAN

bebakhshid finglish neveshtam chon hanoz moshkele ghabilmo hanoz vaght nakardam halesh konam enshalah post haye bad hataman farsi minevisam

BAZICHEYE DASTE YAR BODAN ESHGH AST *** DAR PANJEREYE YAR SHEKAR BODAN ESHGH AST *** DAR MAHKAMEI KE YAR GHAZI BASHAD *** MAHKOM TANABE DAR BODAN ESHGH AST

  
نویسنده : Sadegh ; ساعت ٩:۳٩ ‎ب.ظ روز جمعه ۳٠ آذر ۱۳۸٦
تگ ها :


 

سلام دوستای گلم

من معمولا زیاد وقت خالی ندارم که زود زود بیام اپ کنم و معمولا اگه اتفاق خاصی مثل امروز رخ نده هر ۷-۸ روز یه اپ کوچولو می کنم اما بیشتر موقع ها وبلاگ همتون رو می خونم چون خوندن وبلاگ های شما از واجباته برای من اما اگه نظری تو وبلاکتون نمی زارم دلیل بر نبودنم نیست

اما عزیزان امروز که داشتم و وبلاگهای شما رو می خوندم  به این نتیجه رسیدم که باید یه اپ کوچولو لازمه

  امروز که  داشتم تو وبلاگ دوستان سرک می کشیدم دیدم  بعضی از دوستان یکسری گرفتاری خاص خودشونو دارن // اگه میتونین کمکشون کنید چه فکری چه روحی //  اگه میتونین دعاشون کنید

از خدا میخواهم که به دوستای گلم همچون نگار عزیزم - ساینای گل - اطلس بانو - وجیهه جان و بقیه دوستانی که اسم هاشون رو نبردم یه انرژی و صبری بده که این دوره زمانی رو هم  به خوبی خوشی بگذرونن ؛

  
نویسنده : Sadegh ; ساعت ۱٢:٢۱ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱٢ آذر ۱۳۸٦
تگ ها :


برگ پاييزی

دوست داشتن رو باید از برگ درخت یاد گرفت؛چون وقتی زرد میشن ٬ چون وقتی می میرن ٬ چون وقتی از درخت جدا میشن  ٬  بازم پای همون درخت که ازش جدا شدن می میرن

  
نویسنده : Sadegh ; ساعت ۱:٤٢ ‎ب.ظ روز جمعه ٢٥ آبان ۱۳۸٦
تگ ها :


salam

salam

 salam be hameye dostane azizam ,harchand age in tedad kam bashae ,ama az hamaton mamnon ke to in modat tanha nazashtin az tak taketon mamnonam

gheibat in chand roz nabodan to  net yejoraei nakhaste va natlabide bod,hamntor ke to  postahaye ghabli goftam in avakher hesabi mariz bodam ama az shanse badam ye chand rozi ham to bimarestan bastari shodam ta tamame bad shansi ha kamel she ama az shanse khobam emroz morakhas shodam albate saat 4 va ta omadim khone residm ba in terafik khiabona shod saat 5 , va az saat 5 ta saat 11 khab bodam va alan ba tamame skhtiha khodamo resondam be net ta chand khat dobare baraye delam khat khati karde basham va emshabam rahat bekham ama faghat emroz omadam ta in jomlaro benevisam va beram

man hanoz zendeam va hanoz nafas mikesham va hanoz namordam hamin 

  
نویسنده : Sadegh ; ساعت ۱۱:٢٠ ‎ب.ظ روز شنبه ۱٢ آبان ۱۳۸٦
تگ ها :


دوست

سلام  به همه دوستان گلم

الان هرچند  بیماری کهنه ام دوباره داره اذیتم میکنه و تنفس رو برام سخت کرده اما بازم به عشق شما عزیزان اومدم که یه اپ کوچولو کنم و برم

تو نیستی اما هستی

تو هستی اما نیستی

اما هر جا که هستی خداوند یار تو باد

  
نویسنده : Sadegh ; ساعت ۸:٤۳ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٢٦ مهر ۱۳۸٦
تگ ها :


لينک

سلام خدمت تمام بینندگان احتمالی

*چون این وبلاگ مثل تمام ویلاگ ها رنگ وبوی خاصی داشته باشه چون اینجا یه جورایی محرم اسراره شایدم بیشتر یه همدم و یا شایدم  .... اما متاسفانه انجا رونق چندانی نداره مگر چند تا رهگذر که جهت دلخوشی من چند تا کلمه می نویسن مثل : (قشنگ بود - زیبا بود . لذت بردیم .و...) البته بجز ساینا

**هدف از این اپ این بود که من از تمام خانومها و اقایونی که لینکشونو بدون اجازه ازشون به وبلاگو اضافه کردم معذرت خواهی بکنم  اما من بیشتر به خاطر خودم این لینک ها رو اضافه کردم چون من تمام این لینک ها رو چنیدین ماه بود می خوندم ولی بعضی روزها چون به این کامپیوتر دسترسی نداشتم از خوندن مطالب شما عزیزان محروم میشدم به همین جهت بدون اجازه از شما ادرس وبلاگ هاتون رو به وبلاگم اضافه کردم

بازم ببخشید

*** اما اینم بگم     تنها کسی  که بازم خیلی لطف کرده بود و منو تولینک باکسش قرار داده بود کسی نبود جز ساینا

**** البته اینو خودمم میدونم اینجا هچ صفایی برای هیچ کسی نداره اما چه کنم تنها جای که می تونم دل نوشته هام رو بزارم  هرچند اگر خط خطی باشه یا چند تا کلمه

  
نویسنده : Sadegh ; ساعت ۱٢:٤۳ ‎ب.ظ روز شنبه ۱٤ مهر ۱۳۸٦
تگ ها :


سلام

سلام

روز یکشنبه تو برنامه ماه عسل که احسان علیخانی مجری اونه یه جوون ۲۵-۲۶ ساله اوره بودن که من وقتی اولش دیدمش زدم زیر گریه برخلاف قیافه و هیکلم .اما وقتی این برنامه رو تا اخر دیدم فهمیدم این جوون(علی اکبر) چه دل بزرگی داره نمی دونم این برنامه رو دیدن یا نه اما اگه ندیدن حتما ببینن چون خدا همیشه یه چیزی برای ......

  
نویسنده : Sadegh ; ساعت ٢:٤٩ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٤ مهر ۱۳۸٦
تگ ها :


khoda

salam be khoda chon bazam delam gerfte va kasi bejoz to nist ke gosh kone ,khoda age vaght nadari baraye harfam man mozahemet nasham ،delam havaye dostaye ghadimio nazamo  karde ke dige pisham nistan , va alan asir khak shodan , hadaghal emshab be khabam bian chon delam khili barashon tang shode baraye hamashon,

KHODA DARI GOSH MIDI YA INKE TOHAM.....

  
نویسنده : Sadegh ; ساعت ۱٢:٤٩ ‎ق.ظ روز جمعه ۳٠ شهریور ۱۳۸٦
تگ ها :